RSS  | Atom  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 6644 | بازديدهاي امروز: 17| بازديدهاي ديروز: 27
درباره خودم
..::@@صدای سکوت@@::..
مدير وبلاگ : علي[45]
نويسندگان وبلاگ :
مرید
مرید (@)[5]


گفتند ستاره را نمي توان چيد ... و آنان که باور کردند... براي چيدن ستاره ... حتي دستي دراز نکردند... اما باور کن ... که من به سوي زيباترين و دورترين ستاره... دست دراز کردم... و هر چند دستانم تهي ماند ... اما چشمانم لبريز ستاره شد ...( سهراب)
لوگوي وبلاگ
پيوندهاي روزانه
مطالب قبلي
موضوعات
لينک هاي دوستان
صور اسرافيل
دو نيمه سيب
سلام
آدمک ها
فرشته
شب مهتابي
COMPUTER&NETWORK
دنيا به روايت يوسف
اميدزهرا
عشق سرخ
بيسيم چي *دل*
کلک بهار
کوچولو و دلنوشته هاش
به دادم برس
jtvesal
لبـــــگزه
افرايش صداي گوشي+راه کسب درآمد از اينترنت+عکس بازيگران خانم خارج
يادگارهاي ماندگار
حسام سرا
عــــشقـــــولـــــک
$ثانيه$
پشت خطي
آقاشير
بر محمد و آل محمد صلوات
راديوي نسل برتر
چفيه
خط بارون
ناگفته هاي آبجي کوچيکه
● بندير ●
نوشته هاي يک ناظم
دنياي امروز ما
عاشق دلباخته
مرغ باغ ملکوتم نيم از عالم خاک ...
بيشه عشق
و عشق آغاز شد
دم مسيحائي
خاطرات
۞ گچساران بلاگ عشق ۞
زندگي
. : آدم و حوا : .
زيبايي سايه خداوند بر کهکشانهاست
~*×* ] پاتوق بچه مُثبتا [ *×*~
خلوت تنهايي
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو
دنياي من پر از عکس و حرف نگفته
بزرگترين وبلاگ دانلود آهنگ و فيلم و کليپ
همسفر عشق
کوثر
دل گويه
پاسبان*حرم دل *شده ام شب همه شب
خود نوشت
نقد مَلَس
تنها ترين تنها
گلهاي د نيا
هانيبال
نيلوفرآبي
اوريا
آرزو هاي رنگين
*())(*با او مي شود ...*())(*
* هميشه در قلب مني *
هک - ترفند و کدهاي جاوا
..:: کافه دانشجو ::..
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي
عشق الهي
کلبه احزان
راز گشايي
کوچولوهاي جنگ
نکته
گاه نوشتهايي درباره ي هيچ چيز و همه چيز
دلنوشته هايم براي خدا
راز گل سرخ
هزار و يک شب
عشاق مست
لوگوي دوستان
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

الو … الو… سلام


کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟


مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟


پس چرا کسي جواب نميده؟


(يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس ).بله با کي کار داري کوچولو؟


خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.


بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم …


هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .


صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟


(فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:)نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟


(بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :)


اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما…


بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛


بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..


ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد.


 وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا…


چرا ؟


اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟


آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .


اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟


نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟


نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟


مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.                           


مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .


مگه ما باهم دوست نيستيم؟ پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟


خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟


مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد…؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


(خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:)


آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه…


کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.


کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .


دنيا براي تو کوچک است …


بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي…


کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.



پي نوشت:


1)معذرت اساسي خدمت جميع دوستان که از بعده اعلام نتايج نيودم خدمتتون .


2) منم به لطف خدا به جمع برقي هاي شريف پيوستم و زندگي سخت تري رو پيش رو دارم ،دعا کنيد .


يا علي




نويسنده: علي(دوشنبه 21/5/1387 :: ساعت 4:0 صبح)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ